غائله دیل ؛ آدرس کوفه را اشتباه آمدی آقای تاجگردون / تاجگردون با ایجاد دوقطبی های بویراحمدی-باوی و سردسیری-گرمسیری نشان داده که در ایجاد جنگ روانی و فضا سازی های رسانه ای یل بی رقیبی در استان است

پایگاه خبری،تحلیلی و اطلاع رسانی ایل نیوز

مطلبی را که در زیر می خوانید از سری یادداشت های ارسالی مخاطبین رسانه می باشد و انتشار آن بمعنای تایید یا نقد نوشته نیست.

به قلم؛
“فواد افخمی”
به گمانم زمانی که عوامل غلامرضا تاجگردون برای سفر ایشان به دیل، کنداکتور برنامه ها را می بستند بدبین ترین فرد از حلقه مشاورانش هم، به شکاری کمتر از شاه ماهی از این سفر رضایت نمی داد و شاید رسانه های زنجیره ای حلقه بنوشکه هم اماده تیتر کردن شکوه تاجگردون در دیل بودند.
تا حدودی زیای انتخاب جلسه و دور قدرت در دیل بهترین و بهنگام ترین تصمیم از طرف مشاوران تاجگردون بنظر می رسید. پنجه های بی ثمری که غلامرضا در چند ماه گذشته به جایگاه امام جمعه گچساران کشید در کنار شکست های سیاسی پی در پی در مجلس از جمله شکست در استیضاح وزرا کار و راه، انتخابات هیت ریسه مجلس و به دنبال آن تزلزل جایگاه ایشان در کمیسیون بودجه همگی عواملی بودند تا حلقه بنوشکه برای انجام یک رزمایش و مانور قدرت -محبوبیت در منطقه متقاعد شوند.

انها برای کاهش فشار و بار افکار عمومی به این باور رسیدن که باید دوباره یک بابلی بدون خونریزی فتح شود.
تاجگردون که قبلا با ایجاد دوقطبی های بویراحمدی-باوی یا سردسیری-گرمسیری نشان داده که در ایجاد جنگ روانی و فضا سازی های رسانه ای و سپس، بهره برداری مطلوب از این فضاها یل بی رقیبی در استان است اینباره سفره افطاری را در دهستان دیل پهن کرد.

نمایش دیل از این منظر که خاستگاه راست سنتی و زادگاه مرحوم نبی زاده و حاج علیمراد جعفری از مخالفین سنتی غلامرضا تاجگردون بود می توانست بار روانی زیادی به جریانات رقیب وارد و پرده های زیبایی از قدرت، محبوبیت و اقتدار غلامرضا تاجگردون را به اجرا بگذارد. اما این نمایش نشد انچه که می خواستند و شد انچه که همگان دیدیم.

در این بین شاید بتوان از صحنه های که از این برنامه به بیرون نشر یافته چند نکته اساسی و قابل توجه را مورد نظر قرار داد که در زیر به انها اشاره می شود.

١-شاید اولین پیام این اعتراضات، گسترش دامنه اعتراضات اجتماعی به تبعیض های فردی،خانوادگی و قومیتی به تمام المان های جامعه در گچساران و باشت است.

٢- نکته قابل توجه دیگر توسعه گردش ازاد اطلاعات و بهم ریختگی مرز فضاهای عمومی و خصوصی مسئولین و مدیریت ها است به گونه ای که مشخص شد مردم در دور افتاده ترین روستا ها و مناطق حتی اگر دیل باشد از اندرونی ترین تصمیمات مدیریتی با خبر می باشند. بنابراین چیزی از کسی پنهان نمی ماند

٣-یاداوری شعار های غلامرضا تاجگردون به ایشان نشان داد شاید بتوان رای مردم را با وعده و شعار جمع کرد اما قطعا نمی توان این رای را بدون عمل به وعدها نگه داشت حتی اگر غلام تاجگردون باشی.

۴- هر چه قدر شومن باشی و عملکردت یک باشد و صد تبلیغ کنی اخر حنای تبلیغات و جنجال های رسانی مغلوب واقعیت های اجتماعی خواهد شد.

۵-دوران و عصر بهره برداری از دوقطبی های کاذب اجتماعی به سر رسیده است اگر روزی غلامرضا تاجگردون با پیش کشیدن طرح تغییر نام استان بخشی از مطالبات اجتماعی که بواسطه عدم پاسخ به نیاز های مردمی در گچساران و باشت شکل گرفته بود را به کما ببرد اما این روزها دیگر هیچ دوگانه ای دیگر نمی تواند مطالبه گری گروه های اجتماعی را منحرف نماید. این روزها اعتراضات اجتماعی به تبیض ها و بی عدالتی ها از چنان عمق و نفوذی برخودار شده اند که حتی پایین ترین لایه اجتماعی را درنوردیده است بگونه ای که دیگر نه شوی رسانه ای در جلسه استیضاح وزرا و نه جلسه اشتی کنان غلامرضا تاجگردون با حمید طاهری در یاسوج هیچ کدام نتوانسته اتشفشان اعتراضات حوزه انتخابیه را منحرف و مردم را به تب راضی کند.

۶-وضعیت اسف بار حاکم بر مراودات اجتماعی و سیاسی در گچساران و نوچه پروری این روزها در وضعیت بحرانی قرار دارد. در فیلمی که از این جلسه منتشر شده است جوانی دیلی در اعتراض به غلامرضا تاجگردون می گوید “ایا ما باید چاقو کش باشیم تا در شرکت نفت استخدام بشیم.”

این جمله بظاهر ساده و اعتراضی اساسا بازگو کننده و شاه کلید بسیاری از اتفاقات و انتصابات در گچساران بوده و امروزه به اعتقادی غالب در اذهان عمومی شهرستان تبدیل گردیده است. همگان به این باور رسیده اند که در این سال های اخیر مبنای تقسیم فرصت ها و منابع در گچساران و باشت نه شایستگی های و توانمندی های فردی بلکه نزدیکی و کارایی حتی در نقش یک اراذل برای حلقه بنوشکه می باشد.

بر خلاف تمام تلاش ها و تقلاهای که این روزها از غلامرضا تاجگردون و حلقه بنوشکه برای القائ عدم دخالت در استخدام و بکارگیری نیروها دیده می شود اما عرصه میدانی و رصد افکار عمومی روایت گر دخالت های غلامرضا تاجگردون و حلقه بنوشکه در تمامی مقدرات شهرستان بوده بطوری که برخی از کنشگران اجتماعی تحرکات سیاسی -اجتماعی پروین تاجگردون در شهرستان گچساران و باشت را با تحرکات فرح پهلوی در عصر محمدرضا شاه پهلوی قابل مقایسه می دانند هر چند که به لحاظ شخصیتی بسیار محترم است.

٧-اما شاید مهمترین و قابل توجه ترین نکته رفتار زشت و پرخاشگرایانه و غیرمسئولانه رحیمی فرماندار گچساران می باشد که در پاسخ به اعتراض جوانان دیلی با تندخویی از تاجگردون می خواهد تا جلسه را ترک کنند و شاید اگر ذکاوت تاجگرون نبود شاید غائله دیل بیخ بیشتری پیدا می نمود.

رحیمی را کسانی که از نزدیک می شناسند او را معجونی از تکبر و پرخاشگری توصیف می کند. در واقع رحیمی دیل تصویری کامل از واقعیت رفتاری رحیمی است.

سرسپردگی رحیمی در مسند فرمانداری به غلامرضا تاجگردون همواره مورد اعتراض جریانات سیاسی در گچساران بوده که بخاطر این سطح از سرسپردگی برخی ایشان را فاقد صلاحیت و مشروعیت لازم برای برگزاری هر گونه انتخاباتی که غلامرضا تاجگردون ضلعی از اضلاع ان باشد، می دانند. البته رفتار های رحیمی خود بلوک های فراوانی بر این دیوار بی اعتمادی افزوده است.

رحیمی در یکی از مصاحبه هایش در مورد رفتن یا ماندنش در فرمانداری به صراحت ماندن و رفتنش را مشروط به خواست و اراده تاجگردون می داند. استناد به همین یک حرف محکمه پسند برای زیر سوال بردن اصل بی طرفی رحیمی در برگزاری انتخابات پیش رو کافی بنظر می رسد. مسئله که مجریان ارشد استان از جمله استاندار را در یک آزمون بسیار جدی از امانت داری و جلب اعتماد عمومی مردم در پاسداشت آرا انها قرار داده است.

این روزها سوال جدی و اساسی افکار عمومی از استاندار این است که چگونه فرمانداری که اینچنین سینه چاک و چماقدار غلامرضا تاجگردون است می تواند امنیت شهرستان و اعتماد عمومی را به مسلخ مصالح و منافع حلقه بنوشکه نکشد. مسئله که بطور قطع در آینده حرف و حدیث های فراوانی در سطح مدیریت کلان استان خواهد داشت.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.